أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

164

تجارب الأمم ( فارسى )

به نزد خسرو فرستاد و او را بيم داد و خواسته‌هايى از وى بخواست و گفت اگر آن چه را كه از او خواست به زودى نفرستد كشورش را زير پا خواهد گرفت و با وى خواهد جنگيد . انوشروان پيام او را به چيزى نگرفت و نپذيرفت . زيرا كه مرزهاى خويش را به ويژه مرزهاى چول را كه خاخان از همان جا روى آورده بود ، استوار ساخته بود و از رخنه‌ناپذيرى راهها و گذرگاهها دلگرم بود و از توانايى خود بر نگاهدارى مرز ارمنستان نيك آگاه بود . از همين روى ، خاخان كه از سوى چول و گرگان پيش آمده بود با دژها و مردانى روبرو شد كه انوشروان آماده كرده بود و دريافت كه كارى از پيش نتواند برد و نوميد بازگشت . چارهء كار مزدكيان [ و بازگردانيدن خواسته‌ها و كارى كه با زنان گرفتار كرد ] [ و كارسازىهاى ديگر او ] انوشروان سران مزدكيان را گردن زد و دارايىشان را در ميان نيازمندان بهر كرد و گروه بسيارى از آنان را كه به خانه‌ها درآمدند و خواسته‌ها و زنان مردم را از چنگ‌شان ربودند ، و شناخته شدند ، بكشت و خواسته‌ها به خداوندان بازگردانيد و فرمود تا هر كودكى را كه پدر شناخته نبود ، يا در كيستى او همداستانى نداشتند ، به كسى دهند كه چهره‌اش به وى ماند و از خواستهء آن كه كودك را بپذيرفته ، بخشى به كودك دهند و در كار زنانى كه به زور ربوده شدند ، فرمود تا از آن مرد كابين وى بستانند و كسان آن زن را خوشنود سازند و زن را آزاد مىگذاشت تا اگر خواهد با همان مرد بماند يا شوى ديگر گيرد ، مگر آن كه از پيش شويى داشته باشد كه در آن هنگام مىبايست به نزد همان شوى بازش گردانند . بفرمود تا از آن كه به خواستهء كسى دست يازيده و زيانى رسانيده ، تاوان بستانند و ستمگر را هم به اندازه گناهى كه كرده است كيفر دهند . و بفرمود تا دختران نژادگانى را كه بى سرپرست شده بودند و به وى نامه نوشتند به همپايگان‌شان شوى دهند و هزينهء برگ [ 1 ] شان را از گنجينهء كشور بپردازند و پسرانشان را از خانواده‌هاى بزرگ زن داد و توانگرشان كرد و فرمود به دربار او باشند تا در كارها از ايشان يارى جويد . زنان پدر

--> [ ( 1 ) ] برگ : جهاز يا جهيز عروسى . بلعمى نيز به همين معنى به كار برده است ( دهخدا : « برگ » ) .